دانلود جدید ترین ها

دانلود جدیدترین مطالب روز دنیا

رمان در آغوش سایه ها.... - crawlland.ir

فقط رمان
دانلود هر گونه رمانی که فکرشو بکنید. همه جور رمان داریم. اگه رمان مورد نظر رو پیدا نکردید تو بخش نظرات بگین تا قرار بدم. بین 2 تا 3 روز طول میکشه.در ضمن همه ی رمان توی وبلاگ رو قبل از قرار دادن به طور کامل میخونم تا از محتویاتش و اطلاعاتش به طور قیق آگاه بشم. چون سالیتم تازه شروع به کار کرده یکم تعتداد رمان ها کمه ولی من در هفته 2 رمان قرار میدم یعنی ماهی 8 رمان و سالی 96 تا بنبر این با نظراتتون خوشحالم کنید.ممنون...

http://justnovels.blog.ir/ 
پست شماره 5 : پاورپوینت های دانشجویی
عنوان پاورپوینت : آشنایی با انواع رمان و داستان بلند و داستان کوتاه
نوع پاورپوینت : کاملاً رایگان
اگر شما هم از اهالی کتاب و مطالعه داستان کوتاه و رمان بلند و ... باشید، حتماً برایتان پیش آمده که تصمیم بگیرید، خودتان یک داستان بنویسید. هرکاری نیاز به تخصص و دانش دارد، داستان نویسی یا رمان نویسی نیز از جمله کارهایی است که نیاز به مطالعه و بررسی دارد.
در این پاورپوینت با انواع داستان کوتاه، بلند و اساساً انوا

پاورپوینت انواع داستان و رمان و داستان بلند و کوتاه 
دانلود رمان بهار امیر با فرمت PDF و APK و JAVA با لینک مستقیم
خلاصه داستان : بهار و امیر در یک فروشگاه با هم دوست میشوند و خیلی باهم صمیمی میشن که یک شب امیر کاری میکنه که باعث جدایی با بهار میشه ، بعد از گذشت سال ها این دو اتفاقی به هم میرسن ولی بهار خودشو به امیر معرفی نمیکنه و ...
برای دانلود رمان بهار امیر با فرمت به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب

دانلود رمان بهار امیر با فرمت PDF و APK و JAVA 
دانلود رمان عابر بی سايه
نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)
نویسنده : زینب ایلخانی کاربر رمان فوریو
تعداد صفحات : 1480
ژانر :  #عاشقانه  #هیجانی
خلاصه رمان :
رسومات کهنه و متحجر یک قبیله
مرا از دل تمدن بیرون کشید  و حال من اسیر امپراطوری بزرگ تو !
خانى و جان شده ای...
سرزمین وجودم را با یک شبیخون به تاراج ببر و قلبم تنها غنیمت این جنگ!
قسم میخورم تسلیم تسلیمم...
درنگ نکن با عشق بتازان و بیا...
ادامه مطلب

دانلود رمان عابر بی سایه 
سلاماولا آغاز دی به دانش آموزان تسلیت:(بعد اومدم بگم از رمان خاطرات نازنین فقط دو قسمت دیگه مونده تا بخش اولش(خاطرات دانشگاه)تموم بشه و اینجا یه سوال میمونه...
آیا رمان دنیای وارونه رو ادمه میدم یا نه؟!
فعلا دنیای وارونم نمیاد!
قراره با یکی از نویسندگان توانمند بیان یه رمان مشترک بنویسیم....
هنوز براش اسم انتخاب نکردیم ولی تا هفته آینده قسمت اولش قرار میگیره چون الان داریم روش مانور میدیم که بدون کوچک ترین اشکالی بیاد داخل چون شخصیت های زیادی

عنوانم نمیاد! 
دانلود رمان ماده شیر
نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)
نویسنده : parisa.j کاربر رمان فوریو
تعداد صفحات : 230
ژانر : #اربابـ رعیتی، #اجتماعی #عاشقانه
خلاصه رمان :
داستان درباره یه دختر که رشتش حقوق برای انجام پایان نامش مجبور میشه بره تو یه روستا و با ارباب اون روستا درگیر میشه و......
ادامه مطلب

دانلود رمان ماده شیر 
دانلود رمان جدید به نام قول میدم خوشبختت کنم با فرمت های PDF , EPUB , APK
داستان : در مورد یک دختر که به دانشگاه افسری قبول میشه از اینکه دانشگاه قبول شده زیاد خوشحال نیست ولی از بابت اینکه داره میره تهران عشق 6 ساله اش رو ببینه خوشحاله ، با باباش میرن تهران سر راه در یک رستوران عشقش رو میبینه و ...
ادامه مطلب

دانلود رمان قول میدم خوشبختت کنم 
ღ♥ღای کاش میشد سفر ی دوباره کرد به کوچه های خلوت عاشقانه به بوسه های محرمانه ღ♥ღای کاش می شد پیدامیکردم بهونه ای برای تمامی این بهونه ها ღ♥ღای کاش میشد بوسه دریا و آسمان را در نقطه ای کور تعریف کرد ای کاش میشد عطر آغوش را به آیینه ها سپرد ای کاش میشد این خاطره ها رو قبل از شکستن بند زد ღ♥ღای کاش میشد برگشت به ماههای قبل زیاد دور نه...!!! زمانیکه عطر رویا را در آغوش تو یافتم ღ♥ღای کاش میشد پاک کرد این روزهای خوب را عادت بخوبی ندارم دل شکست

ای کاش... 
با چشم های تو احوال من خوش است زیرا تو با نگاه خویش دلت را سروده‌ای نسرین باغ صورتی از سیرت توشد معنای مهر در تو طلوعی دگر نمود باغ وفا درون دل تو شکوفه کرد زیبا ترین مراد دل خسته‌ی منی از چشمه‌ی محبت تو نوش می‌کنم هر شب ترا تصور آغوش می‌کنم بوی تنت گرمای دامنت لب‌های تو که در هوس بوسه آتش است من را برد به عالم رویای دلنشین تو التهاب دلکش آغوش می‌شوی با موج بوسه های لبم نوش می‌شوی

چشمهای معشوق ! 
فکرش را بکنید، فیلمی که موقع تماشایش سر خود را بین دستانتان گرفته بودید و فکر می کردید کدام احمقی این داستان را تبدیل به فیلم کرده؟؟ در پایان با این صحنه مواجهتان کند: 


البته داستان فیلم اقتباس از یک رمان به همین نام است، و به نظر می آید رمان موفقی هم بوده و شاید فیلم هم برای طرفداران رمان جذابیت خودش را داشته باشد، اما به عنوان یک فیلم مستقل آنقدرها هم دوست داشتنی نیست و به واقع چیز زیادی برای گفتن ندارد، و بیشتر شبیه یک کپی آپدیت شده با د

Big Fool Giant 
#تا_بیکرانی_دوستت_دارم
دستهایمان در جیب،
سرگردان حرف مردم
از ابهت «مباداها» ترسیدیم!
ترس!
ترس!
ترس از عشق و‌ بوسه
ترس لانه ی بدی ها بود!
نباید چون ناگهانی عشق سرگردان می شدیم
با یک آواز کلاغ،‌ 
باید اینچنین ویران می شدیم؟
چرا دور می شویم از صمیمیت نگاهمان؟
چرا آواز دو قمری نباشد در باغ صدایمان؟
برای نوازش تن هم 
جاده ها
بهتر از من تو بودند دستان خورشید را!
پس بگذار همه بدانند آن راز  را
اگر می سازد خورشید آغوشها را گرم 
در این آخرین نفسهای زمس

#تا_بیکرانی_دوستت_دارم 
پائیز رنگین سايه بر برکه انداخته و درختان، گیسوان سرخ و طلایشان را در آینۀ برکه به دست باد شانه میزنند مرغابی های طوقِ سبز به گردن انداخته بازیگوش و سرمست از قلقلک باد بر آب برکه میچرخند و سر بدرون آب موجدار فرو میبرند بالهای رنگینشان را به رخِ رنگهای سبز و سرخ وارغوانیِ درختان میکشند شاخه های جوان بوسه های عاشقانه برلب آب میزنند با پنجه های نرم اندام برکۀ پر شور را لمس میکنند، با طلوع خورشید بوسه میگیرند و در طلوع مهتاب هم آغوش میشوند تا

«عشقبازی پائیز و برکه» 
به من اجازه بده تا که آرزو بکنم به سمت آینه ی چشمهات رو بکنم به من اجازه بده تا شبانه گل های لبان باغ تو را عاشقانه بو بکنم ! بگو چگونه در این غربت غبار الود بدون چشم تو خورشید جستجو بکنم ؟! شبیه کودکی ام می دوم که کیفم را به شوق دیدن عکس تو زیر و رو بکنم !! گیاه بوسه و یک عطر اعتیاد آور نمی شود که به ترک گیاه خو بکنم ! میان برکه ی آغوش ، ماه می خوابد و راز خواب تو را با که گفتگو بکنم ؟ برای دزدی از باغ بوسه ها ... باید عبور از شب و از مرز آبرو بکنم میا

آغوش معشوق! 
کاش...
حضانت مرا
آغوش تو
برعهده می گرفت ...
"حمید امجدی"
پ.ن:
آغوشت جایی امن برای بودنجایی دنج برای خواستن..جایی مطمئن برای شاعر شدن!ببینآغوش تو و دنیای من تفاوتی با هم ندارند..فقط قافیه ی هم نیستند!ولی تا دلت بخواهد ردیفند.."حامد نیازی"

آغوش تو 
نایی نیست
تا شبان بی انتهای بشر را
-آنگاه که در هجای آخرینِ این قرن بی امان
به اجبار شیرین انتظار «او»
سرِ قصه‌گوی آسمان را به دامن خود می‌نشاند
و می‌گرید-
به صدا دراوریم...
گو بیا، 
رسول این قرن غریب را
مگر در انحنای زمان
آنجا که تاریخ از سراشیبی جهان به قلب‌های داغدار ما هبوط می‌کند
و لال می‌شویم
به آغوشمان بگیرد...
مگر
واژه‌های بی‌صدایان را
آغوش به آغوش
از آغوشِ هم بشنویم
تا خودمان اگر مردیم
واژه‌هامان نمیرد..
مگر 
آخرینمان زنده بماند
م

۱ 
مرغ ملول گشته ای بر سر باغ ناله زدبغض فرو خورده شکست صورت گل به ژاله زدای که منزهی و پاک خالق گل ز قلب خاکای که به سر شوق توام آتش بی بهانه زدسبک پرانه اوج را با تو نگاه می کندهوای کوچ کرده ای که قید آشیانه زدمامن من آغوش توست اگرچه باز مانده امسودای این رضوان مرا به راه بی نشانه زد

کوچ 
با چشمهای تو احوال من خوش است 
زیرا
تو با نگاه خویش دلت را سروده‌ای نسرین باغ صورتی از سیرت توشد معنای مهر در تو طلوعی دگر نمود باغ وفا درون دل تو شکوفه کرد زیبا ترین مراد دل خسته‌ی منی از چشمه‌ی محبت تو نوش می‌کنم هر شب ترا تصور آغوش می‌کنم بوی تنت گرمای دامنت لب‌های تو که در هوس بوسه آتش است من را برد به عالم رویای دلنشین تو التهاب دلکش آغوش می‌شوی با موج بوسه های لبم نوش می‌شوی
 

موج بوسه 
دانلود رمان هشتاد روز دور دنیا نوشته ژول ورن
 
ژول ورن (به فرانسوی: Jules Verne) (۱۹۰۵-۱۸۲۸) نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت.او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاک

دانلود رمان هشتاد روز دور دنیا نوشته ژول ورن 
یه سوال؟
:/
چند وقتی هست یکی با IP تهران پست های رمان منو کپی میکنه:/فقط میخوام بدونم چرا و چیکارش میکنه؟؟اصلا کپی میکنه که میکنه کاریش ندارم...
فقط چرا:/
واینم اولین فایل صوتی:فایل صوتی کربلاحتما گوش کنید و نظراتتون رو بگید تا فایل های بعدی بهتر بشه...
از اینجا دریافت کنیدحجم: 2.49 مگابایت

یه سوال+فایل صوتی کربلا 
دلم خواب می خواهد...چشمانم را آرام آرام می بندم...به کفش های برف گرفته مان فکر می کنم، به رنگ پریده شان... به رنگ کوله پشتی تو که با رنگ پائیز جور است... از زیر ابروهایت نگاه هایی می کنی...دلم غنج می رود...جانم... انقدر زیبایی...حتی سیبیل هایم  هم می خندند...ذهن خسته ام تو را در آغوش می گیرد... می خوابیم.

خسته ام 
 به نظرم،
 عزرائیل 
 خیلی خیلی دوست داشتنی ست...
 یهو
 بی هیچ آمادگی
 غافل گیرت می کند،
 و
 پرتت می کند،
 در آغوش محبوبت...
 ترسناک 
 حضرت عزرائیل جانم نیست...
 
 ترسناک
 انتخاب محبوب است...
 تو دریاب خودت را
 که
 محبوبت خداست یا...
 الهی اعوذ بک من شر نفسی...

فرشته ی محبوب من... 
وقتی تمام شهر
دیگر دری به روی تو ، خود را نمی گشود
دستان گرم رفیقی نیافتی
آغوش مهر کسی ،  عاشقت نشد
با آن دل شکسته ، کسی مهربان نبود
وقتی که کوبه های نکوبیده ای نماند
تنها اگر شدی
بر گرد پیش من
من عادتم ، خریدن دل های خسته است
من عاشقم ، به آنکه نمی خواهدش کسی
دل می برم ، از آنکه دلش را شکسته اند
آغوش من ، بپذیرد تو را به مهر
برخیز ، خسته ی این روزگار قهر
در کوچه امید
نبش طراوت زیبای عاشقی
در انتهای آن گذر تنگ بی کسی
آری ، بزن تو زنگ خدا را ، غریب ع

زنگ خانه خدا  
حکومت ترکیه بیشابیش و به کرّات سانسوری را دست آویز خود ساخته است که غالبا آثاری که کفرآمیز یا اخلاق گریز می انگارد آماج آنند. رویکرد حاکمان میدان فراخی را به مداخله ممیزی وا نهاده است؛ با اینحال، به گواه کثرت انتشار رُمان ها، روند آفرینش ادبی به هیچ رو کاستی نگرفته و از بسیاری نویسندگان بر می آید که خود را از موذیانه ترین شکل ممنوعیت ها، یعنی خود سانسوری، برهانند.

استانبول: سویه ای دیگر (رمان) 
صدای بال و پر جبرئیل می آیدشب است و ماه به آغوش ایل می آیدلب کویر پس از این ترک نخواهد خوردکه ساقی از طرف سلسبیل می آیدلباس خاطره را از حریر عشق بدوزحلیمه! نزد تو فردی اصیل می آیدنگاه آمنه از این به بعد می خنددچرا که معجزه ای بی بدیل می آیدمیلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد

میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد 
بامن سخن بگو،از دل که می تپد زخمی کبوتری، برگِل که می تپد بامن سخن زوصل، از عاشقی بگو از روزهای غربت وبیچارگی بگو لختی درنگ کن، چون باد می روی از پیش من مرو ، صیاد! می روی؟ من صیدتو شدم ،بی تاب و بی قرار قِرقی شدی و من ، آن بلبل نزار بامن قدم بزن، در امتداد رود درساحل خیال، بانغمه و سرود بامن بیابه آن ، دنیای شعر ناب آغوش گرم تو، چون ساغری شراب

با من سخن زوصل بگو  
سلام...

باتبریک شب یلدا آخرین شب پاییز و طولانی ترین شب سال با احترام خدمت شما یی که از وبلاگ من
یعنی مدرسه ی دانش را دنبال میکنید .
کتاب بعدی رو معرفی می کنم...

تن تن و سندباد
نویسنده:محمد میر کیانی
انتشارات:قدیانی
تعداد صفحات :157
موردتاییدمقام معظم رهبری<برای بچه ها رمان نوجوانان>

کتابخوانی و شب یلدا 
 مادر 
 ممنونم  که 
 از تولد همراهم بودید
 ممنونم که 
 اجازه دادید 
 در روز تولدتان،
 متولد شوم....
 من با همان مویرگ سیدی ام،
 روحم را در آغوش حضرت بابایم می کشم
 و
 آمدن کوثر بهشتی اش را
 تبریک می گویم...
 +عید من لحظه هایی ست 
 که
 نجف چراغانی ست....
 +
چه گرفته است
 امشب حضرت بابا برای تان
 چه می کند زینب تان
 چه خندان است لب های حسن جان و حسین جان تان
 کاش ما هم میهمان جشن تان بودیم
 امشب....
 مادرم 
 روزتان و میلادتان مبارک...
 دعا کنید برای نو

ریحانه ی علی به زمین آمد.... 
امان از این نخوابیدن های الکی ... داره حالم از خودم بهم میخوره برنامم به هم ریخته از همینجا میگم از فردا به این وضع مسخره خاتمه میدم دیگه واقعا حالم از خودم بهم میخوره اونم بخاطر این بیدار بودنا و صبح خوابیدن ... درضمن بیدار موندنم کلا پوچ شده و هیچ کاره مفیدی نمیکنم فقط pes بازی میکنم روانی شدم از این وضع ... از فردا کلا خوابمو تنظیم میکنم میرم سراغ برنامه هام و به این وضع تخماتیک خاتمه میدم ... رمان کوری هم چند روز پیش بدستم رسیده باید شروع کنم ... ح

#این دیگه چه وضعشه 
دردا که سوخت آتش دل، جسم و جان منبرخاست دود غم، دگر از دودمان منشد آشیانه‌ام قفس تنگ این جهانجغدی در این قفس شده هم‌آشیان منکامم که خود ز غصّهٔ ایام تلخ بودشد تلخ‌تر ز همسر نامهربان منهرکس به آب رفع عطش می‌کند، ولییک جرعه آب، ریخته آتش به جان من...زهر جفا ز لالهٔ رویم ربوده رنگبا خطِّ سبز آمده حکم خزان منبس ناروا شنیده‌ام و صبر کرده‌امدردا که سخت بوده بسی امتحان منآری یتیم می‌شود امروز قاسممگرید به نور دیدهٔ من دیدگان مندر کربلا به جای م

آب و آتش 
شبه ادبیات چیست؟
مجید نصرآبادی
 
هنر و ادبیات در دوران مدرن و به شکلی عام تر در تمامی شاخه های علوم، برای پیشکسوتان حسی دوگانه را در برتری جایگاهشان نسبت به غیرحرفه ای ها و نورسیدگان ایجاد کرده است. شاید از زمانی که نیچه در خطاب به شاگردان توصیه کرد که در صورتیکه به استادشان خرده نگیرند، حق شاگردی را به جا نیاورده اند، چنین رویکردی شکل گرفته است و شاید هم ذات نوجویانه مدرنیسم، چنین آتشی به دامن می زند.
ادبیات در دوران مدرنیسم، فراز و فرودهای

شبه ادبیات چیست؟ 
«اینجا متروکه است. اگر سرفه کنی، ویروست به هیچکس سرایت نمی کند!
مثل این شبکه های اجتماعی نیست که تا آب دماغت راه می افتد ملت استیکر دستمال کاغذی می فرستند...»
خوابم می آید... باید بیاید اما افکار مشوش ذهنم نمی گذارد!
روزی یک بام داشتم و یک هوای نامطبوع و آلوده ای که خودم هم دوستش نداشتم و داشتم از وجودش رنج می بردم...
مرا در آغوش کشیدی و بردی به سرزمین بلا!
دیگر یک بام نبود، راستش را بخواهی خیلی بام شده بود... بام همه عزیزانت.
اما بعد از برگشتنم دوست

یک بام و چند هوا؟! 
دریا عزیزم... دریا
مگر می شود عاشق دریا نبود؟!
ب سخاوت هزاران نوع زندگی، ب بیرحمی صدها جسد بی جان
ب آرامش صدای آب، ب موحشی کشتی های درهم شکسته
ب شادی قلعه های شنی و ب غمگینی اسکله تنها
مگر می شود عاشق پارادوکس ها نشد...؟!

باد عزیزم... باد
مگر می شود باد عاشق نباشد؟!
آن هنگام ک مزرعه گندم را ب رقص وا میدارد...
آن هنگام ک موهای معشوق را ب پرواز در می آورد...
و آن هنگام ک آخرین وداع شاخه را با برگ های زرد جشن میگیرد...
مگر مجنون تر از باد سراغ داری...؟!

باد عا

5.موج ها عزیزم... موج ها 
..
سال 
با چهار فصل کامل نمیشود 
فصلی جا مانده 
فصلی که روزهایش عاشق تاریکی تازیان خورده شب های تیره 
و شب هایش سرشار از شوق ستاره های دنباله دار امید 
که در پی روز میدوند ... فصلی که در آن اعداد به کار نمی آید 
تو دستهای مرا میگیری 
و به ضیافت رقص های سرمستی دعوت می کنی 
من زیردست توام 
و همه هفت آسمان ،زیر دست من 
شب ها و روزهای یلدایی ما 
به جای یک دقیقه 
یک فصل کامل دارد 
مرا در فصل " مستان" 
به آغوش گرمت  میهمان کن 
#زهراسادات_قاسمی
#فصل_مستان


فصل مستان 
یکی در خلسه ی آغوش من آرام می خوابد
گمانم بوسه میخواهد که اواینگونه می تابد
سر وسینه فدا کردم که شاید بوسه ای چیند
ولی انگار حجب او کمی وجدان بجنباند
امان ازدست تنهایی امان از بی کسی هامان
که هم او راوهم من را به سمت یکدگرخواند
بهار تازه می آید ز دست بوسه های شب
منم مست لبان او نمی دانم که می داند
عزیز دل شد و انگار مرا ماتم به دنیایم
تب و تاب همان بوسه لبش را شام می مان
د دل و دینم فنا رفت و تمام فکر من اوشد
نمی دانم که می داند ویا او هم نمی

خلسه آغوش* 
سلام
عید سعید قربان رو به همه ی مردم ایران تبریک میگم
یک خبر خوب*****
فکر میکنی چیه؟؟؟؟؟؟
کتاب بعدی رو معرفی می کنم :نام کتاب : جزیره ی گنج ( از سری کتاب های رمان کودکان و نوجوانان )نویسنده : رابرت لویی استیونسنمترجم : آرمین هدایتیانتشارات : کتاب پارسهتعداد صفحات : 268 صفحه ( کتاب با قطع جیبی )تلفن انتشارات جهت سفارش : 021-66477405نشانی اینترنتی : www.parsehbook.com
دیدین کتاب رو خیلی باحاله  بخرید بخونید  عالیه امیدوارم استقبال کرده و بکنید                   

عید کتابخونی 
«انار» (رمّان)انار سه بار در قرآن مطرح شده، یکی در کنار خرما، انگور و زیتون که در آن از انسان‌ ها دعوت شده است به هنگام پدید آمدن و رسیدن انار در آن بنگرند و نشانه‌ های خداوند را ببینند1 ، دیگر بار در کنار خرما و زیتون آمده و از انسان ‌ها خواسته شده از انار استفاده کنند و حق مستمندان را بپردازند و اسراف نکنند2 ، سومین یادآوری انار در قرآن بیان وجود انار در بهشت است.3
ادامه مطلب

نام میوه هایی که در قرآن آمده است 
چشمهایت را ببند آغوش خود را باز کن نازنینم عشق را با بوسه ای آغاز کن ""یا علی"" را پیش تر از آشنائی گفته ایم باز هم محض ارادت، یک دهان آواز کن گونه هایت را به شوق بوسه های من بده موی خود را پس بزن با خنده ای اعجاز کن تا سحر مهمان دیوان نگاهت می شوم شاه بانوی غزل مصرع به مصرع ناز کن این وسط ابری شدی عیبی ندارد خوب من تکیه کن بر شانه هایم گریه ات را ساز کن آسمانی ، راه دوری تا افق ها مانده است زیر پا بگذار قانون را فقط پرواز کن

عشق را با بوسه ای آغاز کن 
 
 
 
ماهی از سر گنَده گردد نی ز دُم
نیست جائی بهرِ گنَدیدن ز خمُ
بر سرِ کارت کمی اندیشه کن
میوه را فرزند جان و ریشه کن
در کویر دل نروید دانه ای
دانهء مِهرت بسازد خانه ای
هرچه پنداری ز پندار غلط
در خِرَد گردی غلط  اندر غلط
گر هزاران قطره بر دریا شود
در صَدف یک دانه بهرِ ما شود
............................................
نیست جزء دریای عشقت ای صَنم
عاشق دریای عشق تو منم
از سبَو پرُ کن پیاله پشت هم
شادیت آید نشیند جای غم
بوسه ای بردار لب پیمانه را
شمع روشن باش شب پروا

 
سوگ رضااندر دلم غوغای عاشوراکند/این اشکهای دیده راجاری تادریاکند/مهرامام هشتمین سرمایه ایمان ماست/مشهدبرای شیعیان آغوش خودرا واکند/همراه با ابن الرضا دراین مصیبت گریه کن/معصومه بهرش خواهری چون زینب کبراکند/خاک خراسان رضا یک قطعه ازخاک بهشت/با این شکوه زائرین بنگرحرم زیباکند/دراین مصیبت تسلیت برحضرت مهدی دهم/بنگر زیارت مشهدش را یوسف زهرا کند/

سوگ رضا 
 مهربان ترین پدر دنیا؛ سلام
شب شهادت پدرتان می نویسم تسلیت مولایم.... روزهای زیادی بود که فکر می کردم نمی توانم دوباره زیر سايه پر از رحمت شما دمی آرامش داشته باشم. مدتها آشفته بودم از سايه های دروغین دنیا. مدتها بی سرپناه بودم... تو بودی مولا. همیشه بوده ای. همیشه سرپناه و تکیه گاه همه بوده ای و هستی. گاهی وقتها ما خودمان را از زیر سايه شما بیرون می کشیم و تنها می شویم و درد دوری تحمل میکنیم. و یادمان می رود تو مهربان ترین پدر دنیا هستی... یا ابانا

مهربان ترین پدر دنیا 
 مهربان ترین پدر دنیا؛ سلام
شب شهادت پدرتان می نویسم تسلیت مولایم.... روزهای زیادی بود که فکر می کردم نمی توانم دوباره زیر سايه پر از رحمت شما دمی آرامش داشته باشم. مدتها آشفته بودم از سايه های دروغین دنیا. مدتها بی سرپناه بودم... تو بودی مولا. همیشه بوده ای. همیشه سرپناه و تکیه گاه همه بوده ای و هستی. گاهی وقتها ما خودمان را از زیر سايه شما بیرون می کشیم و تنها می شویم و درد دوری تحمل میکنیم. و یادمان می رود تو مهربان ترین پدر دنیا هستی... یا ابانا

مهربان ترین پدر دنیا 
چشمهایت را ببند آغوش خود را باز کن نازنینم عشق را با بوسه ای آغاز کن ""یا علی"" را پیش تر از آشنائی گفته ایم باز هم محض ارادت، یک دهان آواز کن گونه هایت را به شوق بوسه های من بده موی خود را پس بزن با خنده ای اعجاز کن تا سحر مهمان دیوان نگاهت می شوم شاه بانوی غزل مصرع به مصرع ناز کن این وسط ابری شدی عیبی ندارد خوب من تکیه کن بر شانه هایم گریه ات را ساز کن آسمانی ، راه دوری تا افق ها مانده است زیر پا بگذار قانون را فقط پرواز کن

عشق را با بوسه ای آغاز کن